جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بازه, زمان، دوره
ما برای یک دوره کوتاه در شهر زندگی کردیم.
نقطه
فراموش نکنید که در انتهای جمله یک نقطه بگذارید.
زنگ (مدرسه), جلسه، کلاس
در طول اولین دوره، کلاس بر ریاضیات تمرکز کرد و به حل معادلات پیچیده و حل مسئله پرداخت.
دوره, بازه
چرخش زمین یک دوره 24 ساعته را تعریف میکند.
قاعدگی, پریود
او در سالهای نوجوانی خود قاعدگیهای نامنظمی را تجربه کرد که بعدها قابل پیشبینیتر شد.
دوره, عصر
دوره ژوراسیک به خاطر دایناسورهایش معروف است.
پایان, ختام
قرارداد آنها سال گذشته به پایان رسید.
دوره, سوم
آنها در دوره اول بازی سه گل زدند.
دوره, فاصله
دوره یک تابع مثلثاتی طول بازهای است که تابع مقادیر خود را در آن تکرار میکند.
نقطه, تمام
من قصد ندارم نظرم را در این مورد تغییر دهم، نقطه.
دوره ای, تاریخی
آنها برای نمایش، لباسهای دورهای پوشیدند.
درخت واژگانی



























