جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
peppy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
peppiest
شکل تفضیلی
peppier
درجهپذیر
حوزه
energy, mood, behavior
مثالها
The peppy music in the aerobics class energized the participants and kept them motivated.
موسیقی پرنشاط در کلاس ایروبیک به شرکتکنندگان انرژی داد و آنها را باانگیزه نگه داشت.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
peppiness
peppy
pep



























