peel off
peel
pi:l
پیل
off
ɔf
اُف
/pˈiːl ˈɒf/

تعریف و معنی "peel off"در زبان انگلیسی

to peel off
01

کندن, جدا کردن

take off, as with some difficulty
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
off
فعل پایه
peel
زمان حال
peel off
سوم‌شخص مفرد
peels off
وجه وصفی حال
peeling off
گذشته ساده
peeled off
اسم مفعول
peeled off
02

کندن, پوست کندن

peel off the outer layer of something
03

پوسته پوسته شدن, به صورت فلس کنده شدن

peel off in scales
04

ورق ورق شدن, به صورت فلس جدا شدن

come off in flakes or thin small pieces
05

جدا شدن, ترک تشکیلات

leave a formation
06

فرار کردن, در رفتن

to run away quickly, often to escape violence or the police
Slang
مثال‌ها
He always peels off when fights break out.
او همیشه فرار می‌کند وقتی دعواها شروع می‌شوند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه