جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
peaky
01
رنگپریده, ناخوشاحوال
looking pale or sickly
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
peakiest
شکل تفضیلی
peakier
درجهپذیر
مثالها
Tim 's friends grew concerned when they noticed him looking unusually peaky and fatigued.
دوستان تیم نگران شدند وقتی متوجه شدند که او به طور غیرعادی رنگپریده و خسته به نظر میرسد.
درخت واژگانی
peaky
peak



























