جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Past master
01
پیشکسوت, خبره، استاد
an expert in a particular field with a great deal of experience
Idiom
Informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
past masters
مثالها
As a past master of diplomacy, she skillfully negotiated the international treaty.
به عنوان یک استاد گذشته در دیپلماسی، او با مهارت معاهده بینالمللی را مذاکره کرد.
02
استاد سابق, استاد افتخاری
someone who was formerly a master



























