جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Past master
01
پیشکسوت, خبره، استاد
an expert in a particular field with a great deal of experience
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
past masters
مثالها
She's a past master at handling difficult clients.
جان یک استاد گذشته در شطرنج است، و به ندرت یک بازی را میبازد.
02
استاد سابق, استاد افتخاری
someone who was formerly a master



























