جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
panicked
01
وحشتزده
experiencing sudden and overwhelming fear or anxiety
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most panicked
شکل تفضیلی
more panicked
درجهپذیر
مثالها
The panicked screams echoed through the building as people rushed to evacuate during the fire alarm.
فریادهای وحشتزده در ساختمان طنین انداز شد در حالی که مردم در هنگام هشدار آتشسوزی عجله داشتند تخلیه شوند.



























