جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to pan out
[phrase form: pan]
01
با موفقیت به پایان رسیدن
to succeed or come to a favorable outcome
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
pan
زمان حال
pan out
سومشخص مفرد
pans out
وجه وصفی حال
panning out
گذشته ساده
panned out
اسم مفعول
panned out
مثالها
Despite the challenges, the event panned out beautifully.
علیرغم چالشها، رویداد به زیبایی به نتیجه رسید.
02
به دنبال طلا گشتن با شستن خاک یا شن در تابه, شستن خاک یا ماسه برای یافتن طلا
to search for gold or other valuable substances by washing dirt or sand in a pan
مثالها
In the 19th century, many people went west to pan out for gold.
در قرن نوزدهم، بسیاری از مردم به غرب رفتند تا طلای را جستجو کنند.



























