جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to aviate
01
خلبان هواپیما بودن, پرواز کردن
to fly an aircraft
Intransitive
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
aviate
سومشخص مفرد
aviates
وجه وصفی حال
aviating
گذشته ساده
aviated
اسم مفعول
aviated
مثالها
After completing his pilot training, Mark was eager to aviate solo for the first time.
پس از اتمام آموزش خلبانی خود، مارک مشتاق بود که برای اولین بار به تنهایی پرواز کند.



























