جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
averse
01
مخالف, متنفر، بیزار
strongly opposed to something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most averse
شکل تفضیلی
more averse
درجهپذیر
مثالها
She was averse to the idea of moving to a new city.
او مخالف ایده نقل مکان به یک شهر جدید بود.



























