جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to pair off
[phrase form: pair]
01
در گروههای دونفره قرار دادن
to group into sets of two
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
off
فعل پایه
pair
زمان حال
pair off
سومشخص مفرد
pairs off
وجه وصفی حال
pairing off
گذشته ساده
paired off
اسم مفعول
paired off
مثالها
The kids paired themselves off and began the two-player games.
بچهها جفت شدند و بازیهای دو نفره را شروع کردند.



























