جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Packrat
01
ذخیرهکننده, کلکسیونر وسواسی
a person who compulsively saves and accumulates unnecessary items
Disapproving
Informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
packrats
مثالها
She admits she 's a packrat and hates throwing things out.
او اعتراف میکند که یک جمعکننده است و از دور ریختن چیزها متنفر است.



























