جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
outwards
01
به سمت بیرون, به خارج
in a direction away from the center or inside
اطلاعات دستوری
adverb of place
مثالها
She pushed the box outwards to make room.
او جعبه را به بیرون هل داد تا جا باز کند.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
به سمت بیرون, به خارج