جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Outreach
01
درازکردن, کشاندن
the act of helping or offering services to people who are unlikely to receive it in the normal way
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
outreaches
مثالها
She manages a team that provides mobile outreach services to isolated rural areas.
او تیمی را مدیریت میکند که خدمات رسانی سیار به مناطق روستایی دورافتاده ارائه میدهد.
درخت واژگانی
outreach
out
reach



























