جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
outraged
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most outraged
شکل تفضیلی
more outraged
درجهپذیر
حوزه
emotion, reaction, morality
مثالها
He felt outraged when he heard about the government's decision to cut funding for education.
وقتی از تصمیم دولت برای کاهش بودجه آموزش مطلع شد، احساس خشم کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
outraged
outrage
out
rage



























