جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to outnumber
01
از نظر تعداد بیشتر بودن, بیشتر از نظر تعداد بودن
to be greater in number than someone or something else
Transitive: to outnumber a group
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل حالتی
باقاعده
زمان حال
outnumber
سومشخص مفرد
outnumbers
وجه وصفی حال
outnumbering
گذشته ساده
outnumbered
اسم مفعول
outnumbered
مثالها
In the meeting, women outnumbered men by a significant margin.
در جلسه، زنان با حاشیه قابل توجهی از مردان پیشی گرفتند.



























