جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
outlawed
01
ممنوع, غیرقانونی
prohibited by law or made illegal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most outlawed
شکل تفضیلی
more outlawed
درجهپذیر
مثالها
The government banned the outlawed practice of hunting endangered species.
دولت عمل غیرقانونی شکار گونههای در معرض خطر را ممنوع کرد.
درخت واژگانی
outlawed
outlaw
out
law



























