جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to outbid
01
پیشنهاد قیمت بالاتر دادن
to offer a higher price than someone else especially in an auction
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
outbid
سومشخص مفرد
outbids
وجه وصفی حال
outbidding
گذشته ساده
outbid
اسم مفعول
outbid
مثالها
The tech company managed to outbid its competitors for the lucrative government contract, securing a major boost to its revenue.
شرکت فناوری توانست با پیشنهاد قیمت بالاتر از رقبای خود برای قرارداد سودآور دولتی، افزایش عمدهای در درآمد خود تضمین کند.
درخت واژگانی
outbid
out
bid



























