جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
out-of-bounds
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
حوزه
sports, rules, location
مثالها
The referee flagged the player for an out-of-bounds violation.
داور بازیکن را به دلیل خطای خارج از محدوده جریمه کرد.
02
ممنوع, خارج از محدوده
barred to a designated group
LanGeek



























