جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Orzo
01
پاستا ریزونی
pasta in the form of rice grains
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
I tossed cooked orzo with cherry tomatoes, fresh basil, and mozzarella for a refreshing summer salad.
من اورزو پخته شده را با گوجه گیلاسی، ریحان تازه و موزارلا برای یک سالاد تابستانی خنک مخلوط کردم.



























