جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Oratory
01
سخنسرایی, خوشزبانه، فصاحت
the art or practice of formal public speaking and debate
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Martin Luther King Jr. was a legendary figure renowned for his powerful oratory skills.
مارتین لوتر کینگ جونیور یک چهره افسانهای بود که به خاطر مهارتهای قدرتمند سخنوری خود مشهور بود.
02
نمازخانه خصوصی, محل عبادت خصوصی
a small private place set aside for prayer or religious worship
مثالها
She sat quietly in the oratory.
او آرام در نمازخانه نشست.



























