جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
omnipresent
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most omnipresent
شکل تفضیلی
more omnipresent
درجهپذیر
مثالها
The surveillance cameras installed throughout the city create an omnipresent monitoring system, ensuring that public spaces are constantly observed.
دوربینهای نظارتی نصب شده در سراسر شهر یک سیستم نظارتی همهجا حاضر ایجاد میکنند، که اطمینان میدهد فضاهای عمومی به طور مداوم تحت نظر هستند.
درخت واژگانی
omnipresent
omnipres



























