جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Oil painting
01
تابلوی رنگ روغن
a work of art created using oil-based paints
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
oil paintings
مثالها
The gallery displayed a centuries-old oil painting.
گالری یک نقاشی رنگ روغن چند قرنی را به نمایش گذاشت.
مثالها
She studied the techniques of oil painting under a master artist, learning to blend colors and create depth on canvas.
او تکنیکهای نقاشی رنگ روغن را زیر نظر یک استاد هنرمند مطالعه کرد، یاد گرفت که چگونه رنگها را ترکیب کند و عمق را روی بوم ایجاد کند.



























