جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Nymph
مثالها
Modern fantasy games might include nymphs as characters who offer quests or magical assistance to players.
بازیهای فانتزی مدرن ممکن است شامل پریها به عنوان شخصیتهایی باشند که مأموریتها یا کمک جادویی به بازیکنان ارائه میدهند.
02
نیمف (زیستشناسی), پوره، نوچه، شفیره
the aquatic or terrestrial larval stage of an insect that undergoes incomplete metamorphosis, such as a dragonfly or mayfly
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
nymphs
مثالها
The dragonfly nymph clung to a submerged plant.
نمف سنجاقک به یک گیاه غوطهور چسبیده بود.
03
حوری, دختر جوان با زیبایی دلربا
a young woman of striking or voluptuous beauty
مثالها
The artist painted a portrait of a nymph in a flowing gown.
هنرمند پرترهای از یک حوری در لباسی روان نقاشی کرد.



























