جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Nullity
01
پوچی, عدم
the condition or status of lacking legal validity
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
nullities
مثالها
The contract was deemed a nullity by the court since it was signed under duress without proper consent.
قرارداد توسط دادگاه باطل شناخته شد زیرا تحت اجبار و بدون رضایت مناسب امضا شده بود.
02
عدم, نیستی
the state of nonexistence
درخت واژگانی
nullity
null



























