جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Notice board
01
تابلو اعلانات
a board on which messages can be posted for public viewing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
notice boards
مثالها
She checked the notice board daily for any updates on upcoming events.
او هر روز تابلوی اعلانات را برای هرگونه بهروزرسانی در مورد رویدادهای آینده بررسی میکرد.



























