جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
notably
01
بهویژه, مخصوصاً
used to introduce the most important part of what is being said
مثالها
The new policy brought several changes to the workplace, notably in employee benefits.
سیاست جدید چندین تغییر در محیط کار به همراه داشت، به ویژه در مزایای کارکنان.
02
بهطور قابل توجه, بهطرز قابل ملاحظه
in a way that is significant
مثالها
He has notably improved his tennis game since starting regular coaching sessions.
او از زمانی که جلسات مربیگری منظم را شروع کرده، به طور قابل توجهی بازی تنیس خود را بهبود بخشیده است.
درخت واژگانی
notably
notable
not



























