جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Northwestward
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
northwestwards
مثالها
The explorers set off into the northwestward in search of new lands.
کاشفان به سمت شمال غربی به جستجوی سرزمینهای جدید حرکت کردند.
northwestward
01
به سمت شمال غربی, در جهت شمال غربی
toward or in the direction of the northwest
اطلاعات دستوری
قید پرسشی
مثالها
The plane flew northwestward toward its destination.
هواپیما به سمت شمال غربی به سمت مقصد خود پرواز کرد.
northwestward
01
شمال غربی, به سمت شمال غربی
situated in or oriented in the direction of the northwest
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The northwestward route took them through scenic mountain ranges.
مسیر به سمت شمال غربی آنها را از میان رشتهکوههای دیدنی عبور داد.



























