nookie
noo
ˈnʊ
noo
kie
ki
ki
cookierookiebookiecooky

تعریف و معنی "nookie"در زبان انگلیسی

Nookie
01

رابطه جنسی, گاییدن

sexual intercourse 
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
They went home for some nookie after the party. 

آن‌ها بعد از مهمانی برای کمی nookie به خانه رفتند.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه