جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Nimrod
01
احمق, نادان
a silly, foolish, or stupid person
Dialect
American
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
nimrods
مثالها
That nimrod left his wallet in the fridge.
آن نیمرود کیف پولش را در یخچال گذاشت.
02
یک شکارچی قدرتمند و ماهر, نیمرود
a mighty and skilled hunter
مثالها
As a nimrod, he spent weekends in the woods, honing his skills in tracking and hunting game.
به عنوان یک نیمرود، او آخر هفتهها را در جنگل میگذراند و مهارتهای خود را در ردیابی و شکار بهبود میبخشید.
03
یک شخصیت کتاب مقدس که به عنوان نتیجه نوح و یک شکارچی قدرتمند توصیف شده است, یک چهره کتاب مقدس که به عنوان نتیجه نوح و یک شکارچی بزرگ ارائه شده است
a biblical figure described as a great-grandson of Noah and a mighty hunter
مثالها
The ancient tales celebrated Nimrod as a legendary figure, renowned for his prowess and success in hunting dangerous beasts.
داستانهای قدیمی نمرود را به عنوان یک چهره افسانهای جشن میگرفتند، که به خاطر مهارت و موفقیتش در شکار حیوانات خطرناک معروف بود.



























