جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Nimrod
01
احمق, نادان
a silly, foolish, or stupid person
Dialect
American
offensive
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
nimrods
مثالها
I ca n't believe the nimrod called me first.
نمیتوانم باور کنم که آن احمق اول به من زنگ زد.
02
یک شکارچی قدرتمند و ماهر, نیمرود
a mighty and skilled hunter
مثالها
Growing up in a family of nimrods, she learned early on how to respect and appreciate nature while hunting responsibly.
در خانوادهای از نیمردها بزرگ شد، او از همان ابتدا یاد گرفت که چگونه طبیعت را در حالی که بهطور مسئولانه شکار میکند، احترام بگذارد و قدردانی کند.
03
یک شخصیت کتاب مقدس که به عنوان نتیجه نوح و یک شکارچی قدرتمند توصیف شده است, یک چهره کتاب مقدس که به عنوان نتیجه نوح و یک شکارچی بزرگ ارائه شده است
a biblical figure described as a great-grandson of Noah and a mighty hunter
مثالها
The ancient tales celebrated Nimrod as a legendary figure, renowned for his prowess and success in hunting dangerous beasts.
داستانهای قدیمی نمرود را به عنوان یک چهره افسانهای جشن میگرفتند، که به خاطر مهارت و موفقیتش در شکار حیوانات خطرناک معروف بود.



























