جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
newly
اطلاعات دستوری
قید زمان
مثالها
She has newly joined the company and is eager to contribute.
او به تازگی به شرکت پیوسته و مشتاق به مشارکت است.
مثالها
The historic theater was newly restored after years of neglect.
تئاتر تاریخی پس از سالها غفلت دوباره مرمت شد.
2.1
تازه, به روشی جدید
with a fresh approach
مثالها
The artist newly interpreted the traditional design with bold colors.
هنرمند طراحی سنتی را با رنگهای جسورانه به روشی جدید تفسیر کرد.
درخت واژگانی
newly
new



























