جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
newfangled
01
تازه اختراع شده, مدرن
recently invented or introduced, often implying novelty over practicality
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most newfangled
شکل تفضیلی
more newfangled
درجهپذیر
مثالها
She wasn't impressed by the newfangled gadgets her friends raved about.
او از گجتهای جدید که دوستانش دربارهشان هیجان زده بودند، تحت تأثیر قرار نگرفت.



























