جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nevermore
رسمی
اطلاعات دستوری
مثالها
He left her heartbroken, and she knew, nevermore would she trust anyone the same way.
او قلبش را شکسته رها کرد، و او میدانست که دیگر هرگز به کسی به همان شکل اعتماد نخواهد کرد.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او قلبش را شکسته رها کرد، و او میدانست که دیگر هرگز به کسی به همان شکل اعتماد نخواهد کرد.