جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Attainment
01
دستیابی, نیل، اکتساب، حصول
the action or fact of achieving a goal or an aim
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
attainments
مثالها
He celebrated the attainment of his fitness milestones with a special reward.
او دستیابی به نقاط عطف تناسب اندام خود را با یک پاداش ویژه جشن گرفت.
02
دستاورد, ورود
arrival at a new stage
03
کسب, مهارت
an ability that has been acquired by training
درخت واژگانی
attainment
attain



























