جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
necessitous
01
نیازمند, فقیر
lacking basic necessities due to poverty
مثالها
He grew up in necessitous conditions, often going to bed hungry.
او در شرایط نیازمند بزرگ شد، اغلب گرسنه به رختخواب میرفت.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نیازمند, فقیر