جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
nauseous
01
با حالت تهوع
feeling as if one is likely to vomit
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most nauseous
شکل تفضیلی
more nauseous
درجهپذیر
مثالها
The bumpy car ride made her feel nauseous, and she had to close her eyes to avoid getting sick.
سفر ناهموار با ماشین باعث شد او احساس تهوع کند، و مجبور شد چشمانش را ببندد تا بیمار نشود.
02
تهوعآور
inducing the urge to vomit
مثالها
The strong smell of rotten eggs is nauseous and can trigger vomiting.
بوی شدید تخم مرغ فاسد تهوع آور است و میتواند باعث استفراغ شود.



























