جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Narrow escape
01
خطری که از بیخ گوش گذشته است
a situation that almost leads to danger or trouble
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
narrow escapes
مثالها
The driver had a narrow escape when the brakes failed, narrowly avoiding a collision.
راننده یک فرار باریک داشت وقتی ترمزها از کار افتادند، به سختی از برخورد جلوگیری کرد.



























