جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Nancy
01
همجنسگرا, لاس
a gay man, especially one perceived as effeminate
offensive
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
nances
مثالها
His father angrily accused him of being a nancy when he came out.
پدرش با خشم او را به همجنسگرا بودن متهم کرد وقتی که آشکار شد.



























