جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
athirst
01
مشتاق, تشنه
having an extreme desire
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most athirst
شکل تفضیلی
more athirst
درجهپذیر
مثالها
She was athirst for adventure, constantly seeking new experiences and challenges.
او تشنه ماجراجویی بود، دائماً به دنبال تجربیات و چالشهای جدید میگشت.



























