جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
athirst
01
مشتاق, تشنه
having an extreme desire
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most athirst
شکل تفضیلی
more athirst
درجهپذیر
مثالها
The writer was athirst for inspiration, hoping to find new ideas for his next novel.
نویسنده تشنه الهام بود، به امید یافتن ایدههای جدید برای رمان بعدی خود.



























