جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Motor vehicle
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
motor vehicles
مثالها
They rented a motor vehicle for their vacation to explore the countryside.
آنها یک وسیله نقلیه موتوری برای تعطیلاتشان اجاره کردند تا روستا را کاوش کنند.



























