جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Moonbeam
01
پرتوی ماه, ماهتاب
a shaft or ray of light that originates from the moon
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
moonbeams
مثالها
As the clouds parted, the garden was bathed in the gentle glow of moonbeams, creating an enchanting atmosphere.
همانطور که ابرها از هم جدا شدند، باغ در نور ملایم پرتوهای ماه غرق شد و فضایی مسحورکننده ایجاد کرد.
درخت واژگانی
moonbeam
moon
beam



























