جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Monkey business
01
حقهبازی, مسخرهبازی، شیطنت، حیله، دوزوکلک
behavior that is mischievous, dishonest, or unacceptable
idiom
informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Suspecting monkey business, the teacher questioned the students about the unusual pattern of test scores.
با شک به کلکبازی، معلم از دانشآموزان درباره الگوی غیرعادی نمرههای آزمون سوال کرد.



























