جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Monkey business
01
حقهبازی, مسخرهبازی، شیطنت، حیله، دوزوکلک
behavior that is mischievous, dishonest, or unacceptable
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The CEO warned employees against engaging in any monkey business during the company's annual audit.
مدیرعامل به کارمندان هشدار داد که در رفتارهای نادرست در طول حسابرسی سالانه شرکت مشارکت نکنند.



























