جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
monitory
01
اخطارآمیز, پندآمیز
giving warning
مثالها
She plans to send out a monitory email reminding employees of the approaching deadline.
او قصد دارد یک ایمیل هشداردهنده برای یادآوری مهلت نزدیک به کارمندان ارسال کند.
درخت واژگانی
premonitory
monitory
monit



























