جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Money spinner
01
مرغ تخمطلا, کسبوکار پولساز
a business, product, or activity that generates a lot of profit
Dialect
British
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
money spinners
مثالها
The new mobile game became a money spinner within weeks.
بازی موبایلی جدید ظرف چند هفته به مرغ تخمطلا تبدیل شد.



























