جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
momently
01
هر لحظه, هر زمان
expected to happen at any moment
کاربرد قدیمی
اطلاعات دستوری
مثالها
The ship was due to arrive momently, and the crowd gathered at the docks in eager anticipation.
کشتی قرار بود هر لحظه برسد، و جمعیت در اسکلهها با اشتیاق جمع شده بودند.
02
لحظه ای, برای یک لحظه
for an instant or moment
درخت واژگانی
momently
moment



























