جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
molten
01
ذوب شده, مایع شده به دلیل دمای بالا
heated to a liquid state due to high temperatures
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
The molten lava flowed down the mountainside during the volcanic eruption.
گدازههای ذوبشده در طول فوران آتشفشان از دامنه کوه جاری شدند.



























