جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Missive
01
نامه رسمی
a letter which is usually long and official
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
missives
مثالها
The missive from the ambassador arrived late, causing delays in the diplomatic negotiations.
نامه سفیر دیر رسید، که باعث تأخیر در مذاکرات دیپلماتیک شد.



























