جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Misogynist
01
زنستیز
someone who despises women or assumes men are much better
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
misogynists
مثالها
Jane stopped dating him when she realized his misogynist tendencies.
جین وقتی متوجه تمایلات زنستیزانه او شد، از معاشرت با او دست کشید.
درخت واژگانی
misogynistic
misogynist
misogyn



























