misogamy
mi
mi
so
ˈsɒ
so
ga
my
mi
mi

تعریف و معنی "misogamy"در زبان انگلیسی

Misogamy
01

بیزاری از ازدواج

a strong dislike for marriage 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
Sarah's experiences growing up led her to develop misogamy and a preference for solitude. 

تجربیات سارا در دوران رشد او را به سمت تنفر از ازدواج و ترجیح تنهایی سوق داد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه